از هنگامي که به جاي شيعه علي (ع) بودن و از هنگامي که بهجاي شيعه حسين (ع) بودن و شيعه زينب (س) بودن، يعني «پيرو شهيدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهيدان شدهاند و بس، در عزاي هميشگي ماندهايم! دکتر علي شريعتي
اين که حسين (ع) فرياد ميزند:آيا کسي هست که مرا ياري کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ينصرني؟» مگر نمي داند که کسي نيست که او را ياري کند و انتقام گيرد؟ اين سؤال، سؤال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست.دکتر علي شريعتي
حسينعليه السلام زنده جاويدي است که هر سال، دوباره شهيد ميشود و همگان را به ياري جبهه حق زمان خود، دعوت ميکند . دکتر علي شريعتي
حسين (ع) يک درس بزرگتر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمهتمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. مراسم حج را به پايان نميبرد تا به همه حجگزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است.دکتر علي شريعتي
مسؤوليت شيعه بودن يعني چه، مسؤوليت آزاده انسان بودن يعني چه، بايد بداند که در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين ـ که همه صحنهها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ بايد انتخاب کنند: يا خون را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، يا آنچنان مردن را، يا اينچنين ماندن را … دکتر علي شريعتي
امام حسين عليه السلام يک شهيد است که حتى پيش از کشته شدن خويش به شهادت رسيده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خويش، از آن لحظه که به دعوت وليد – حاکم مدينه – که از او بيعت مطالبه مى کرد، «نه» گفتُ .اين، «نه» طرد و نفى چيزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسين شهيد است. دکتر علي شريعتي
فتواى حسين اين است: آرى! در نتوانستن نيز بايستن هست. دکتر علي شريعتي
حسين ضعيفي که بايد براي او گريست نبود… آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى فهمند و به همه آنها که پيروزى بر خصم را تنها در غلبه، بياموزد که شهادت نه يک باختن، که يک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خويش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پيروز مى شود و حسين «وارث آدم» – که به بنىآدم زيستن داد – و «وارث پيامبران بزرگ» – که به انسان چگونه بايد زيست را آموختند … دکتر علي شريعتي
مقتدايان امام حسين عليه السلام کسانى هستند که از مايه جان خويش در راه خدا نثار مىکنند و به راستى حسين آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بىتاب انسانهاى عاشق، تزريق مي کند. دکتر علي شريعتي
“آنها که تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و پليد تاريخند و ببينيد آيا کسانى که سخاوتمندانه با حسين به قتلگاه خويش آمده اند و مرگ خويش را انتخاب کرده اند – در حالى که صدها گريزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجيه شرعى و دينى براى زنده ماندن شان بود – توجيه و تأويل نکرده اند و مرده اند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها که براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسين و تحمل کردن يزيد دادند، کدام هنوز زنده اند؟ دکتر علي شريعتي
اکنون شهيدان کارشان را به پايان رساندهاند. و ما شب شام غريبان ميگرييم، و پايانش را اعلام ميکنيم و ميبينيم چگونه در جامعه گريستن بر حسين (ع)، و عشق به حسين (ع)، با يزيد همدست و همداستانيم؟ دکتر علي شريعتي
شريعتي ?
براي شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهي مرده اي هم مي تواند از طرف موافق جريان آب حرکت کند. دکتر علي شريعتي
خداوندا
از بچگي به من آموختند همه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام
و
کسي را دوست مي دارم
مي گويند:
فراموشش کن دکتر علي شريعتي
کورتر از آن هايي که نمي خواهند ببينند وجود ندارد. دکتر علي شريعتي
اي خداوند!
به علماي ما مسئوليت و به عوام ما علم و به مومنان ما روشنايي و به روشنفکران ما ايمان و به متعصبين ما فهم و به فهميدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پيران ما آگاهي و به جوانان ما اصالت و به اساتيد ما عقيده و به دانشجويان ما نيز عقيده و به خفتگان ما بيداري و به دينداران ما دين و به نويسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نوميدان ما اميد و به ضعيفان ما نيرو و به محافظه کاران ما گستاخي و به نشستگان ما قيام و به راکدان ما تکان و به مردگان ما حيات و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فرياد و به مسلمانان ما قرآن و به شيعيان ما علي(ع)و به فرقه هاي ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبينان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهي و به همه ملت ما همت، تصميم و استعداد فداکاري
و شايستگي نجات و عزت ببخش دکتر علي شريعتي
نامم را پدرم انتخاب کرد!
نام خانوادگي ام را يکي از اجدادم!
ديگر بس است!
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد… دکتر علي شريعتي
عده اي مثل قرص جوشانند؛ در ليوان آب که بياندازيشان طوري غليان کرده و کف مي کنند که سر مي روند اما کافي است کمي صبر کني بعد مي بيني که از نصف ليوان هم کمترند. دکتر علي شريعتي
آدم وقتي فقير ميشود خوبيهايش هم حقير ميشوند اما کسي که زر دارد يا زور دارد عيبهايش هم هنر ديده ميشوند و چرندياتش هم حرف حسابي بحساب مي آيند. دکتر علي شريعتي
عشق به آزادي مرا همه عمر در خود گداخته است. دکتر علي شريعتي
شريعتي دکتر علي !وقتي زور ، جامه تقوي مي پوشد ، بزرگترين فاجعه در تاريخ پديد مي آيد
نيايش ، معراج به سوي ابديت، پرواز به قله ي مطلق و صعود به ماوراي آن چه هست مي باشد !دکتر علي شريعتي
مسئوليت زاده توانايي نيست ، زاده آگاهي است و زاده انسان بودن. دکتر علي شريعتي
“دوست داشتن را هر کس بفهمد خدا را به آساني استشمام بوي گل مي فهمد،
اما اگرکسي فقط فهميدن عقلي را مي فهمد، خدا برايش مجهولي است دست نايافتني” دکتر علي شريعتي
اگر باطل را نمي توان ساقط کرد مي توان رسوا ساخت اگر حق را نمي توان استقرار بخشيد مي توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.دکتر علي شريعتي
ما اکنون، به ظاهر براي کسي بيگاري نمي کنيم، آزاد شده ايم، بردگي برافتاده است.اما به بردگي يي محکوم شده ايم. انديشه ما را ،دلمان را به بند کشيده اند و اراده مان را تسليم کرده اند، و ما را به عبوديتي آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسي، فرهنگ، هنر، آزاديهاي جنسي، آزادي مصرف و عشق به برخورداري و فرد پرستي، از درون و از دل ما، ايمان به هدف، مسئوليت انساني و اعتقاد به مکتب او را پاک برده اند. و اکنون برادر، ما در برابر اين نظام هاي حاکم، کوزه هاي خالي زيبايي شده ايم که هر چه مي سازند، مي بلعيم. دکتر علي شريعتي
خدايا! آتش مقدس شک را چنان در من بيفروز تا همه يقين هايي را که بر من نقش کرده اند بسوزد و انگاه از پس توده اين خاکستر لبخند مهراوه بر لب هاي صبح يقيني شسته از هر غبار طلوع کند.دکتر علي شريعتي
خدايا تو را سپاس مي گويم که در مسيري که در راه تو بر مي دارم آنها که بايد مرا ياري کنند سد راهم مي شوند، آنها که بايد بنوازند سيلي مي زنند، آنها که بايد در مقابل دشمن پشتيبانمان باشند پيش از دشمن حمله ميکنند و ….. تا در هر لحظه از حرکتم به سوي تو از هر تکيه گاهي جز تو بي بهره باشم. دکتر علي شريعتي
در دشمني دورنگي نيست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بي ريا بودند. دکتر علي شريعتي
آن که معترض نيست ، منتظر نيست. و منتظر ، معترض نيست.دکتر علي شريعتي
انسان نمي تواند به آسمان نينديشد چگونه مي تواند؟! مگر انسانهايي که عمر را بي چِرا به چريدن مشغولند و سر به زمين فرو برده اند و پوزه در خاک دارند و غرق در آب و علف اند اينها که “گوسفندان” دو پايند!!!! دکتر علي شريعتي
در شگفتم که سلام آغاز هر ديدار است ولي در نماز پايان است . شايد اين بدين معناست که پايان نماز آغاز ديدار است.دکتر علي شريعتي
سرنوشت تو متني است که اگر نداني دست هاي نويسندگان، اگر بداني ، خود مي تواني نوشت. دکتر علي شريعتي
وقتي زور ، جامه تقوي مي پوشد ، بزرگترين فاجعه در تاريخ پديد مي آيد !
فاجعه اي که قرباني خاموش و بي دفاعش علي است و فاطمه و بعدها ديديم که فرزندانشان يکايک و اخلافشان همه ! دکتر علي شريعتي
پيروزي يکروزه به دست نمي آيد ، اما اگر خود را پيروز بشماري ، يکباره از دست ميرود. دکتر علي شريعتي
تقليد نه تنها با تعقل سازگار نيست ، بلکه اساسا کار عقل اين است که هرگاه نمي داند ، از آنکه مي داند تقليد مي کند و لازمه ي عقل اين است که در اين جا خود را نفي نمايد و عقل آگاه را جانشين خود کند. دکتر علي شريعتي
شما وقتي مي توانيد به نيمه ي پر ليوان نگاه کنيد که قادر به پر کردن نيمه ي ديگر نباشيد.دکتر علي شريعتي
سري که رنج و تعهد و هدف ندارد به دنبال ” سرگرمي ” مي گردد. دکتر علي شريعتي
انسان موجودي است که بايد دوست بدارد و بپرستد.دکتر علي شريعتي
اضطراب ها همه زاده ي انتظارها است.دکتر علي شريعتي
هجرت تنها عامل تکوين يک تمدن در طول تاريخ بوده است.دکتر علي شريعتي
نوميدي هنگامي که به مطلق مي رسد يقيني زلال و آرام بخش مي شود.دکتر علي شريعتي
” رجعت ” شور انگيزترين آرزوي دل ها ي خو ناکرده به تبعيد گاه است.دکتر علي شريعتي
خدا تنها به معني آفريننده ي هستي نيست، بلکه معني هستي نيز هست.دکتر علي شريعتي
ايمان چه قدر لغت قشنگي است! آن چيزي است که به روح آواره و متشتت و پريشان و تجزيه شده ، تکيه گاه مي بخشد.دکتر علي شريعتي
تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهمت ، تنها سلاح منافق.دکتر علي شريعتي
انتظار بزرگ ترين عامل آماده باش و آمادگي هست.دکتر علي شريعتي
راه تقرب خدا در اسلام ، تعقل است نه تعبد.دکتر علي شريعتي
بزرگ ترين رنج اين است که آدم باشد، بدون اين که بداند براي چه هست؟شيطان يکي از ابعاد خود ماست ؛ چنان که روح خدا يکي از ابعاد ديگر خود ماست.دکتر علي شريعتي
واي که چه زشت و سرد است روح عالِمي که بي درد است! انديشه ي خردمندي که نمي پرستد! نسل جواني که ايمان ندارد!دکتر علي شريعتي
هر معبدي در انتظار نيايشگر تنهاي خويش است. دکتر علي شريعتي
مذهب سنتي ، تجلي روح دسته جمعي يک جامعه است .دکتر علي شريعتي
تو ميداني وهمه مي دانند که زندگي از تحميل لبخندي بر لبان من، از آوردن برق اميدي در نگاه من، از بر انگيختن موج شعفي در دل من عاجز است.تو ميداني و همه ميدانند که شکنجه ديدن بخاطر تو، زنداني کشيدن بخاطر تو و رنج بردن بپاي تو تنها لذت بزرگ من است.از شادي توست که برق اميد در چشمان خستهام مي¬درخشد. و از خوشبختي توست که هواي پاک سعادت را در ريه¬هايم احساس مي¬کنم.
نمي¬توانم خوب حرف بزنم، نيروي شگفتي را که در زير اين کلمات ساده و جمله هاي ضعيف و افتاده پنهان کرده¬ام، درياب ! درياب !من ترا دوست دارم، همه زندگيم و همه روزها وشبهاي زندگيم، هر لحظه زندگيم بر اين دوستي شهادت مي دهند، شاهد بوده اند وشاهد هستند،
آزادي تو مذهب من است،
خوشبختي تو عشق من است،
آينده تو تنها آرزوي من است. دکتر علي شريعتي
پوچي زندگي امروز يعني « فدا کردن آسايش براي فقط و فقط وسايل آسايش » دکتر علي شريعتي
فرد در موقعي ساخته مي شود که کوشش مي کند تا ديگران را بسازد.دکتر علي شريعتي
خدايا! …
رحمتي کن ،
تاايمان ،
نام و نان برايم نياورد! …
قوتم بخش ،
تا نانم را ،
و حتي نامم را ،
در خطر ايمانم افکنم! …
تا از آناني نباشم که ،
پول دين را مي گيرند ،
و براي دنيا کار مي کنند! …
بلکه از آناني باشم که ،
پول دنيا را مي گيرند ،
و براي دين کار مي کنند! … دکتر علي شريعتي
شريعتي ?
پروردگارا
به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم .
دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم تغيير دهم .
بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم .
مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند. دکتر علي شريعتي
هنگامي که به دنيا مي آيي همه مي خندند در حالي که تو مي گريي ،پس اي عزيز زندگيت را چنان بگذران که در روز مرگ در حالي که همه مي گريند و تو تنها کسي باشي که مي خندي . دکتر علي شريعتي
آن روز که همه به دنبال چشم زيبا هستند ، تو به دنبال نگاه زيبا باش ! دکتر علي شريعتي
من معتقدم،اسلام کمتر مديون شمشير علي و جهاد اوست و بيشتر مديون سکوت و تحمل اوست!دکتر علي شريعتي
اي صد افسوس که چون عمر گذشت ،معنيش مي فهميم
کاين سه روز عمر از عمرم به اين ترتيب گذشت
کودکي بي حاصل،نوجواني باطل ،وقت پيري غافل
به زباني ديگر
کودکي در غفلت،نوجواني شهوت،در کهولت حسرت دکتر علي شريعتي
آدميزاد هر چه انسان تر مي شود، چشم به راه تر مي شود.
اين حقيقت زيبايي است که هميشه مي درخشد.دکتر علي شريعتي
آنجا که چشمان مشتاقي براي انساني اشک مي ريزد، زندگي به رنج کشيدنش مي ارزد. دکتر علي شريعتي
اگر ايمان نباشد زندگي تکيه گاهش چه باشد؟
اگر عشق نباشد زندگي را چه آتشي گرم کند ؟
اگر نيايش نباشد زندگي را به چه کار شايسته اي صرف توان کرد ؟
اگر انتظار مسيحي ، امام قائمي ، موعودي در دل نباشد ماندن براي چيست ؟
اگر ميعادي نباشد رفتن چرا؟
اگر ديداري نباشد ديدن چه سود؟
و اگر بهشت نباشد صبر و تحمل زندگي دوزخ چرا؟ اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباري در عطش از بهر چه؟ دکتر علي شريعتي
زندگي را با بيداري و با چشماني باز بگذرانيم که سالها
چشم بسته خواهيم خفت.
دکتر علي شريعتي
تاريخ به شاهراه اصلي مي پيوندد:آزادي،عدالت و عرفان
نخستين،شعار انقلاب
کبير فرانسه بود و به سرمايه داري و فساد کشيد
دومي شعار انقلاب اکتبر
بود و به سرمايه داري و جمود کشيد
سومين شعار مذهب بود و به خرافه و خواب! دکتر علي شريعتي
تشيع صفوي،بر خلاف تشيع علوي مذهب راه حل يابي است براي گريز از مسئوليت ها. مذهب تجليد و تذهيب و تجليل قرآن ، نه تحقيق و تفسير قرآن.تقديس قرآن اما نه براي باز کردن و خواندن قرآن. توسل يکسره به کتاب دعا، براي بستن قرآن، چرا که گشودن قرآن، سخت است و مسئوليت آور، کتابي که چنان حساب و کتاب دقيقي دارد که مي گويد نتيجه يک ذره کار نيک را مي بيني، و کيفر ذره اي کار بد را مي چشي ( فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره و من يعمل مثقال ذرة شراً يره ) دکتر علي شريعتي
در نهان به آناني دل مي بنديم که دوستمان ندارند و در آشکار از آناني که دوستمان دارند غافليم، شايد اين است دليل تنهايي مان..دکتر علي شريعتي
وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم.
وقتي که ديگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم
وقتي که ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتي او تمام کرد
من شروع کردم
وقتي او تمام شد
من اغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگي کردن
مثل تنها مردن دکتر علي شريعتي
ايمان زاييده اي ايدوئولوژي ارزش دارد ، نه ايمان ارثي يا تقليدي . دکتر علي شريعتي
خدايا!مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مکشان. اضطرابهاي بزرگ ? غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقيرت ببخش و درد هاي عظيم را به جانم ريز.دکتر علي شريعتي
اشک ، زيباترين شعر و بيتاب ترين عشق و گدازانترين ايمان و داغترين اشتياق و تبدارترين احساس و خالصترين گفتن و لطيفترين دوست داشتن است که همه، در کوره يک دل، به هم آميخته و ذوب شدهاند و قطرهاي گرم شدهاند،و نامش اشک است.دکتر علي شريعتي
سياست در برابر صداقت ديگران خيانت و صداقت در برابر سياست ديگران حماقت است.دکتر علي شريعتي
پيش از آنکه بينديشي تا چه بگويي؟ بينديش که چه ميگويم؟ دکتر علي شريعتي
روزي از روزها ،
شبي از شب ها ،
خواهم افتاد و خواهم مرد ،
اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم .
تا هرچه دورتر بيفتم ،
تا هرچه ديرتر بيفتم ،
هرچه ديرتر و دورتر بميرم .
نمي خواهم حتي يک گام يا يک لحظه ،
پيش از آن که مي توانسته ام بروم و بمانم ،
افتاده باشم و جان داده باشم ،
همين . دکتر علي شريعتي
اگر مي خواهيد حقيقتي را خراب کنيد ، خوب به آن حمله نکنيد، بد از آن دفاع کنيد.دکتر علي شريعتي
در برابر وحشي ترين تازيانه ها ،
سکوت مردانه و غرور آميز مرد نبايد بشکند.
در برابر هيچ دردي،لب مرد به شکوه نبايد آلوده گردد.
من از ناليدن بيزارم.
سنگين ترين دردها و خشن ترين ضربه هاي آفرينش،
تنها مي توانند مرا به سکوت وادارند.
ناليدن، زاريدن، گله کردن، شکايت، بد است… دکتر علي شريعتي
ايمان بي عشق، اسارت در ديگران است و عشق بي ايمان، اسارت در خود دکتر علي شريعتي
اينکه مي گويند امام زمان خودش مي آيد و همه چيز را درست مي کند و ما کاري به اين کارها نداريم”بينش يهودي” است. دکتر علي شريعتي
در دردها دوست را خبر نکردن خود يک نوع عشق ورزيدن است . دکتر علي شريعتي
خدايا … در برابر آن چه انسان ماندن را به تباهي مي کشد ، مرا با ” نداشتن ” و ” نخواستن “رويين تن کن. دکتر علي شريعتي
نوروز تجديد خاطرة بزرگي است: خاطرة خويشاوندي انسان با طبيعت. دکتر علي شريعتي
ديکتاتوري و ازادي از انجا ناشي نمي شود که يک مکتب خود را حق ميشمارد يا ناحق…
بلکه از اينجا ناشي ميشودکه ايا”حق انتخاب”را براي ديگران قائل است يا قائل نيست!! دکتر علي شريعتي
نان ديگران ، دغدغه داشتن و براي کسب آن تلاش کردن ، در نخستين قدم ، دغدغه نان را در خويش کشتن و نان خويش را از دست نهادن است. دکتر علي شريعتي
علي سه شعار گذاشت ، سه شعاري که همه هستي خودش و خاندانش قرباني اين سه شعار شدند :
« مکتب » ، «وحدت» و «عدالت» . دکتر علي شريعتي
اگر نابغه هستند ، مرد کار نيستند .
و اگر مرد کار هستند ، مرد انديشه و فهم نيستند
و اگر هر دو هستند ، مرد شمشير و جهاد نيستند
و اگر هر سه هستند ، مرد پارسايي و پاکدامني نيستند
و اگر هر چهار هستند ، مرد عشق و احساس و لطافت روح نيستند .
و اگر همه اين ها هستند ، خدا را نمي شناسند و خود را در ايمان گم نمي کنند. دکتر علي شريعتي
بگذار شيطنت عشق چشمان تو را بر عرياني خويش بگشايد.هرچند حاصل آن جز رنج و پريشاني نباشد ,اما کوري را هرگز بخاطر آرامشش تجربه مکن… دکتر علي شريعتي
شرافتِ مرد ، به بکارتِ زن ميماند! …
يکبار که لکه دار شود ، ديگر قابل جبران نخواهد بود! … دکتر علي شريعتي
درد علي دو گونه است: دردي که از ضربه ي ابن ملجم در
فرق سرش احساس مي کند و درد ديگر دردي است که او را تنها در نيمه شب هاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه کشانده…و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردي مي
گرييم که از ابن ملجم در فرقش احساس مي کند
اما اين درد علي نيست
دردي که
چنان روح بزرگي را به ناله آورده است ،تنهايي است که ما آن را نمي شناسيم .بايد اين درد را بشناسيم نه آن درد را که علي درد شمشير را احساس نمي کند
و ….ما
درد علي را احساس نمي کنيم
. دکتر علي شريعتي
خدايا تقدير مرا خير بنويس
آنگونه که آنچه را تو دير مي خواهي من زود نخواهم
و آنچه را تو زود مي خواهي من دير نخواهم
دکتر علي شريعتي
دکتر شريعتي ?
هميشه از آن جاهايي که غالباً هيچ کس انتظار بعثت يک روح، يک استعداد و يک نبوغ را ندارد، کسي مي آمده و
کاري ميکرده و مسير تاريخ را تغيير مي داده . دکتر علي شريعتي
در مملکتي که فقط دولت حق حرف زدن دارد، هيچ حرفي را باور نکنيد . دکتر علي شريعتي
سرنوشت کار خودش را مي کند و ما ابزار نا آگاه اوييم . دکتر علي شريعتي
آنجا که سخن از حقيقت است ، بحث از واقعيت بي جاست . دکتر علي شريعتي
د
ايمانم به اسلام و عشقم به خاندان پيامبر ، مرا با کسبه دين ، يا حَمَله تعصب ، و عَمَله ارتجاع هم آواز کند . که آزادي ام اسير پسندِ عوام گردد .که «دينم» در پس «وجهه ديني» ام دفن شود ، که عوام زدگي مرا مقلّد تقليد کنندگانم سازد . که آن چه را «حق مي دانم» به خاطر آن که «بد مي دانند» کتمان کنم . دکتر علي شريعتي
خدايا مي دانم که اسلامِ پيامبرِ تو با « نه » آغاز شد و تشيع دوست تو نيز با « نه » آغاز شد .
مرا اي فرستنده محمد و اي دوستدار علي ! به« اسلام آري » و به « تشيع آري » کافر گردان . دکتر علي شريعتي
اينک من همه اينها را که ثمره عمر من و عشق من است و تمام هستي ام و همه اندوخته ام و ميراثم را با اين وصيت شرعي يک جا به دست شما مي سپارم با آنها هر کاري که مي خواهي بکن….. دکتر علي شريعتي
وديعه ام را به دست کسي مي سپارم که از خودم شايسته تر است…….. دکتر علي شريعتي
ملت ما مسخ مي شود و غدير ما مي خشکد و برج هاي بلند افتخار در هجوم اين غوغا و غارت بي دفاع مانده است. دکتر علي شريعتي
بغض هزارها درد مجال سخنم نمي دهد و سرپرستي و تربيت همه اين عزيزتر از کودکانم را به تو مي سپارم و تو را به خدا و …….. خود در انتظار هر چه خدا بخواهد. » دکتر علي شريعتي
مسئوليت زاده توانايي نيست ، زاده آگاهي است و زاده انسان بودن. دکتر علي شريعتي
دلي که از بي کسي غمگين است ، هر کسي را مي تواند تحمل کند. دکتر علي شريعتي
ارزش عميق هر کسي به اندازه حرفهايي است که براي نگفتن دارد. دکتر علي شريعتي
عشق به آزادي مرا همه عمر در خود گداخته است. دکتر علي شريعتي
اگر پياده هم شده است سفر کن ، در ماندن مي پوسي. دکتر علي شريعتي
خدا و انسان و عشق ، اين است امانتي که بر دوش ما سنگيني مي کند. دکتر علي شريعتي
قدرت نيازمند کسي است که در برابرش رام گردد. دکتر علي شريعتي
مرا کسي نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسي مي خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بي کسان. دکتر علي شريعتي
استوار ماندن و زير هر باري ن
*****************************************************
حسين (ع) يک درس بزرگتر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمهتمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. مراسم حج را به پايان نميبرد تا به همه حجگزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است.دکتر علي شريعتي