اخر خط...


عشق یک چرخه است:
وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید.
وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید.
وقتی متنفر می شوید، سعی می کنید فراموش کنید.
وقتی سعی می کنید فراموش کنید، دل تنگ می شوید.
وقتی دل تنگ می شوید...

درنهایت دوباره عاشق میشی

***********

نمیدونم چرا این پستو میدم!

یه روزایی بود هرکی هرچی میخواست جواب میدادم

یه روزایی شده که به سوالای خودمم نمیتونم جواب بدم

اینجا اخر خط...

نقطه سر خطی هم نیست...

صفحه تموم شد...


محمــــــــــــد(ص)

طولانی اما بخونی خیلی خیلی روشن میشی
از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد:
 
«سَأَلَ عَمَّنْ شَتَمَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ یَقْتُلُهُ الْأَدْنَى فَالْأَدْنَى قَبْلَ أَنْ یَرْفَعَهُ إِلَى الْإِمَامِ»(کافی، ج‏7، ص‏259)
 
اگر کسی به رسول الله ناسزا بگوید. هر کس هر چی دستش رسید او را در همانجا بکشدش نیازی به حکم امام هم نیست هر مسلمانی هر کجا شنید به رسول اکرم جسارت شده بی درنگ باید کشتش.
 
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: اگر کسی رسول اکرم را سبک کرد مهلتش نده.
 
امام رضا(علیه السلام) فرمود: کسی ناسزا به رسول الله بگوید فوری باید کشته بشود و در روز فتح مکه پیامبر فرمود آنها را بخشیدم اما دو سه نفر بودند که ناسزا می‎گفتند، آنها را بروید بکشید، اگر در حال مناجات و توبه هم بودند آن سه نفر را اعدام کنید.
فتوای امام: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ». . . . . 
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‎رسانم مؤلف کتاب آیات شیطانی ‎که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ شده و همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن محکوم به اعدام می‎باشند از مسلمانان غیور می‎خواهم که آنان را در هر نقطه‎ای که یافتند سریعاً اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین کند هر کس در این راه کشته شد شهید است، انشاء الله. ضمناً اگر کسی دسترسی به مؤلفین دارد ولی قدرت اعدام ندارد او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسانند. و السلام علیکم. روح الله الموسوی الخمینی.

مقام معظم رهبری دنبال این فتوا چنین فرمودند: حکم حضرت امام درباره سلمان رشدی تغییر ناپذیر است و با ادامه مقاومت مسلمانان دیگر کسی جرأت توهین کردن به مسلمانان را ندارد.

این فتواها نشان دهنده قدرت اسلام بود، نشان دهنده صدور انقلاب بود، نشان دهنده موقعیت رهبری بود در جهان، نشان دهنده مقابله با زنده بودن مسلمانها بود.

البته یک روانشناسی اجتماعی هم می‎خواستند بکنند یعنی یک چیزی بگوئیم ببینیم حساسیت مردم چگونه است می‎خواستند ما را تست کنند که خوابیم یا بیدار، نشان دهنده فرو ریختن ابهت غرب که یک آخوند می‎تواند ابهت غرب را فرو بریزد. رسوا شدن مسلمان نماها، چه مسجدهائی از پولهایشان در آسیا و آفریقا ساخته‌اند و چقدر آخوند آوردند و چه شرکتی این وهابی درست کردند که دلار از این آخوند، از آن چاپ قرآن از این مسجد سازی از آن اصلاً شرکتی برای اینکه یک اسلام آمریکائی مطرح کنند تا این اسلام خمینی مطرح نشود.
 
جایگزینی مشابه، این فتوا نشان داد که غرب چقدر ضعیف است. این همه می‎گویند جامعه شناسی، مردم‎شناسی، اینها حضرت عباسی نه رهبر را شناختند نه جامعه را شناختند نه روحیه‌مان را شناختند عملیات مرصاد به همین خاطر بود همه گفتند بعد از اینکه امام قبول کرد قطعنامه را پس معلوم شد که ایران دیگر حال ندارد منافقین آمدند توی ایران. . . .
 
شیخ سعید شعبان رهبر مسلمانان لبنان می‎گفت یک فیلمی‎ساختند یکی از شاهزاده‌های یکی از کشورهایی که شاه دارد توی این فیلم مسخره شده بخاطر همین این کشور روابط خود را با انگلستان قطع کرد ولی نامردها به رسول الله جسارت کردند ولی روابطشان را قطع نکردند، باید معلوم شود که مسلمانها خادمشان کیست و خائنشان کیست.
 
مثلاً خلیفه ارامنه و آشوریها و کلدانیها اینها همه از سلمان رشدی اظهار تنفر کردند ولی به دنبال این فتوا چه شد. در انگلستان تقریباً مسلمانها هزار تا مسجد دارند. هزار تا مسجد در یک روز به حمایت از امام سخنرانی کردند در هر مسجدی حدود 300 نفر جمع شدند و یک راهپیمایی با عظمت در لندن راه انداختند. آمریکا می‎گوید بعد از فتوای امام 178 مورد تهدید به انفجار داشتیم. کتابی اخیراً چاپ شده که بعد از فتوای امام 300 حادثه در جهان رخ داده است که تمام این حوادث در کتابی ثبت شده است. شوروی بعد از اینکه دید امام فتوا داد او هم گفته کتاب را چاپ نکنید. سفیر شوروی که نامه جواب گورباچف را خدمت امام آورد. سفیر انگلستان به سفیر شوروی گفت تو که پهلوی امام می‎روی این را هم ببر. گفت چون امام فتوا داده به کشتن سلمان رشدی و سلمان رشدی هم در کشور شماست من این نامه را نمی‎دهم.
 
أحمد حمبل امام اهل سنت: می‎گوید ناسزا به رسول الله کفر است.
 
امام شافعی: «من سب الانبیاء قتل» کسی ناسزا به پیغمبر بگوید باید کشته شود.
 
ابوحنیفه رهبر اهل سنت: «من سبه النبی او اله و کان مسلما فقد سار مرتدها».
 
کسی که به پیامبر ناسزا بگوید مرتد است.
 
یعنی اعدام سلمان رشدی شیعه و سنی ندارد. در تاریخ افرادی را که ناسزا گفتند حضرت فرمود بگیرید و خفه‎اش کنید. زنی کافر بود و به حضرت رسول دشنام داد. بدستور پیغمبر مردی آن زن را خفه کرد. آن وقت این غربیهای کذائی صدام پنج هزار نفر را در حلبچه می‎سوزاند با بمب شیمیایی غرب هیچ تکانی نمی‎خورد. حالا برای یک سلمان رشدی تمام آزادیها و دموکراسی‎اش گل می‎کند. سعودی صد نفر را توی هواپیما می‎زنند غرب هیچی نمی‎گوید این سیمای غرب است گرگی است در لباس تمدن.
 
الان این سلمان رشدیها زیادند برایمان فیلم می‎فرستند، کاغذ می‎فرستند که وقتی باز می‎کنی هیچی نیست ولی وقتی تا می‎کنی عکسهای کذائی دارد. از شکلات، آدامس گرفته تا هر جنسی که بخواهید. اگر آن خون حسین(علیه السلام) بود که در بدن امام بود در بدن شما هم هست شما هم باید غیرت نشان بدهید. پدر و مادرها باید مواظب بچه‌ها و دختر و پسرهایشان باشند. این دین ما با خون حسین تشکیل شده است شما با چشم خودتان دیدید که صدهزار نفر شهید شدند مگر می‎شود یک سلمان رشدی بیاید دین ما را بهم بزند و یک شرکت بخاطر سودش بیاید دخترها و پسرها را با انواع فیلم‌ها فاسد کند باید به هوش باشیم و غیرت بخرج دهیم.
 
صلوات!

فرصت جدید...


تو همون علیرضایی؟باورم نمیشه.به خانوادت نمیخوره اهل وصیت نامه شهید و این چیزا باشی.البته اگه درباره خانواده ت و شرایطت راست گفته باشی.واقعا خودتی؟شاید وبلاگو اشتباه اومدم.

این نظرو نمیدونم کی نوشته
اما
دوست عزیز
همیشه یک فرصت جدید هست
خدا که بخیل نیست
انقد فرصت میده تا خودمون شرمنده بشیم
حالا هم هرچقدر من بد بودم
هرچقدر خانوادم بد بودن
فکر کن از فرصت جدیدم استفاده کردم.
خدا بزرگه...

بهانه...

مدت هاست

دلم احساس خشک تنهایی را

با وجود حضور ،همه 

فریاد میزند

مدت هاست

دلم اشک خشک تنهایی های

شلوغم را ،روانه ی گونه ها میکند

مدت هاست

دلم هوای ابری تنهایی ها را

رعد و برق ،بهانه میکند

مدت هاست

دلم بارش باران را

بهانه ی ،حس سنگین

تنهایی میکند

مدت هاست

دلم قدم زدن زیر نور مهتاب را

بهانه ی ،بغض تنهایی میکند

مدت هاست

دلم در اندیشه ی تنهایی،

تورا بهانه میکند


دعا...


خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد

او می گوید آری و آنچه خواستی به تو می دهد

او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد.

او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد.

خدافظ دنیا...

خداحافظ یکی از سخت ترین

کلمات دنیاست

وقتی به زبون اوردی دیگه باید بری

دیگه بری ها...

وقتش بود دیگه...

از این وقتش بودا برای همه هست

هیچکس هم نمیتونه ازش فرار بکنه

میرم...

میرم! شاید حال همه بهتر بشه...

اخه وقتی بودم

حس نمیکردم حال کسی خوب باشه...

همه ی فریب دنیا همین بود که...

انقد خودشو قشنگ نشون داد

که نفهمیدیم بخاطر ما خلق شده!

خدافظ دنیا...

دنیا...



در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است که فرمودند: «ان اول ما عصی الله به ست: حب الدنیا و حب الرئاسة و حب الطعام و حب النساء و حب النوم و حب الراحة؛

نخستین چیزی که با آن عصیان و نافرمانی خدا شد شش چیز بود:

دنیاپرستی، حب ریاست، علاقه به غذا (شکم پرستی) ، محبت (افراطی) زنان، پرخوابی و علاقه به راحتی و تن پروری» .


وصيت نامه شهيد مهدي يخچالي

سفارش من به شما اين است كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد و از امام حمايت نماييد. از روحانيت و دولت حمايت كرده و با كسي كه اين دو را تضعيف كند به شدت برخورد نماييد.
به خدا قسم كه اگر دشمنان مرا بكشند و خونم را بر زمين ريزند در قطره قطره خونم نام مقدس خميني را مي بينند.اي برادران، خط آل محمد و علي را روش و منش خود قرار دهيد و مبادا از اين راه بيرون رويد كه شكست شماها در اين صورت حتمي است. اي خواهران، اين شعر را الگوي خودتان قرار دهيد.

اي زن به تواز فاطمه اينگونه خطاب است

ارزنــده ترين زينت زن حفـظ حجاب است


وصيت نامه شهيد امير مختار مهماندوست
...پدر و مادرم! خدا را شكر كنيد تا خداوند در روز قيامت با فضلش با ما رفتار كند نه با عدلش، و شما هرگز ناراحت نباشيد. پيرو دين خدا و پيرو ولايت باشيد تا به مملكت اسلاميتان آسيبي نرسد. و خدا را از ياد نبريد كه منحرف و اهل جهنم مي شويد و پيوسته از جمهوري اسلامي پشتيباني كنيد و اگر براي دوام آن خون لازم است، تو مادرم و خواهرم زينب وار و تو پدرم و برادرم حسين وار وارد صحنه شويد و تودهني به منافقين بزنيد.

وطن یعنی...


وطن یعنی دو دست از جان کشیدن          به تنگستان و دشتستان رسیدن

زمین شستن ز استبداد و از کین                      به خون گرم در گرمابه فین

وطن یعنی اذان عشق گفتن                       وطن یعنی غبار از عشق رُفتن
سپاه جان به خوزستان کشیدن                  شهادت را به جان ارزان خریدن

نماز خون به خونین شهر خواندن                       مهاجم را ز خرمشهر راندن

وطن یعنی هدف یعنی شهامت                 وطن یعنی شرف یعنی شهادت

وطن یعنی شهید ، آزاده ، جانباز              شلمچه ، پاوه ، سوسنگرد ، اهواز

وطن یعنی شکوه سرفرازی                             وطن یعنی ز عالم بی نیازی

وطن یعنی گذشته ، حال ، فردا                          تمام سهم یک ملت ز دنیا

وطن یعنی چه آباد و چه ویران                وطن یعنی همینجا ، یعنی ایــــــران

دلخوشی...

بزرگترین دلخوشیم تو دنیا

اینه که

هیچکس نمیدونه تا چه حد غمگینم!


شیعه!

چه بسيارند عبرتها و چه اندك اند عبرت گرفتن ها!

سلام

الان یه لحظه به خودم اومدم دیدم

خیلی وقت پیشا!

خیلی خیلی وقتا پیش بود اره

تو همین وب یه پست دادم

از سخنان عارفانه و زیبا

کلی هم از ادمای بزرگو مشهور نوشتم و حرفاشونو

نصیحتاشون!

همین الان یک لحظه یادم اومد

شیعه ی علی هستم! یک جمله از اقام ننوشتم اونجا!

خدا مرگ بده همچین شیعه ای که از همه گفت از مولاش نگفت!

همه ی دردای دنیارو تحمل میکنیم، اما درد دل تحمل نداره!

درد دل ابت میکنه، میسوزونه!

خدا مرگ بده شیعه ای که  مولاشو نشناسه!

ببخش خدایا

ببخش اقاجان!

**************************************

سخناني از حضرت علي (ْع)

 

شكست عدم پيروزي نيست بلكه شكست پيروزي آدم را به تأخير مي اندازد. 

هر كه همتش كوچك باشد، فضيلتش از بين برود. 

هر گاه جنايتها آشكار شود، بركت ها از ميان برود. 

ثمره حسادت، بدبختي در دنيا و آخرت است. 

تو اگر نيكي كني خود را گرامي داشته اي و به خودت نيكي كرده اي، اگر بدي كني خودت را خوار كرده اي و به خودت زيان رسانده اي. 

گنجايش هر ظرفي با آنچه در آن نهند، تنگ مي شود جز ظرف دانش كه (هر چه در آن نهند) گسترش مي يابد. 

بدهكاري زياد، راستگو را دروغگو مي كند و خوش قول را بد قول مي كند. 

هر كه اطمينان داشته باشد كه آنچه خدا برايش مقدر كرده است به او مي رسد، دلش آرام گيرد. 

زهد و بي اعتنايي به دنيا، بزرگترين آسايش است. 

چه بسيارند عبرتها و چه اندك اند عبرت گرفتن ها! 

در انتظار فرج باشيد و از رحمت خدا نوميد نشويد. 

انصاف، برترين خصلت هاست. 

هر كه خوراكش كم باشد، انديشه اش زلال گردد. 

شنونده غيبت، مانند غيبت كننده است. 

هر كس پاك دامني و قناعت ارمغان او شد، سرافرازي با او هم پيمان گشت. 

برترين بخشندگي بخشش در تنگدستي است. 

محبوب ترين مؤمن نزد خداوند كسي است كه مؤمن فقيري را در تنگدستي دنيا و گذران زندگي ياري رساند. 

خوشا به حال آنكه به بندگان خدا نيكي كند و براي آخرت خود زاد و توشه برگيرد. 

از گردش روزگار، گوهر مردان آشكار مي شود. 

از طمع كاري است كه مردان گردن به ذلت و خواري نهند.

علی(ع)!


عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روایت کرده است که در یکى از روزها ، معاویة بن ابى سفیان به سعد دستور داد [تا به حضرت على بن ابیطالب علیه السّلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد ] .
معاویه ، از وى پرسید : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمی دهی ؟سعد گفت : بخاطر آن که سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏کنم و هر گاه یکى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود که در اختیار من باشد.

۱ . در کارزارى ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام را به جانشینى خود ، در مدینه باقى گذاشت و حضرت على علیه السّلام به عرض رسانید : یا رسول الله !
مرا به خلافت بر زنان و کودکان گماشته ای ؟! رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در پاسخ او ، فرمود : آیا خرسند نیستى از این که جایگاه تو نسبت به من ، همانند جایگاه هارون ، به حضرت موسى علیه السّلام باشد ؛ با این تفاوت که پس از من پیغمبرى مبعوث نمى ‏شود .
۲ . در جنگ خیبر ، از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم ، مى ‏فرمود : پرچم اسلام را به دست کسى می‌دهم که خدا و رسول را دوست مى‏دارد و خدا و رسول هم ، او را دوست مى‏دارند !
از شنیدن این سخن همه ما در انتظار این که این فضیلت بزرگ نصیب ما گردد ، سر از پا نمی شناختیم ، همان زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله على را به حضور طلبید .على علیه السّلام را در حالى به حضور حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله شرف یاب شد که به درد چشم دچار بود،رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آب دهان مبارک را بر چشم حضرت على علیه السّلام مالید ، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یادبود نصرت الهى بود ، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت على علیه السّلام ، فتح و پیروزى نصیب اسلام شد .

۳ . هنگامى که آیه مباهله ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ ؛ آل عمران / ۶۱ ) نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود : بار پروردگارا ! اینان اهل بیت من هستند .


منبع:

صحیح مسلم ، ج۷ ، ص۱۲۰ ، کتاب فضائل الصحابة ،

باب من فضائل علی بن أبی طالب رضی الله عنه – دارالفکر


نامه معاویه به والیانش ( علی را سب کنید)

انتخابات ازاد!

من انتخابات آزاد را دوست دارم.
پدرم هم انتخابات آزاد را دوست دارد. حتی دایی‌ام هم انتخابات آزاد را دوست دارد.
دایی‌ام دیروز ظهر مهمان ما بود. ما ظهر آبگوشت داشتیم. دایی‌ام به مادرم گفت: خواهرجان! می‌خواستی دلمه هفت رنگ بپزی.
پدرم کمی ابرو درهم کشید و گفت: ما را چه به دلمه هفت رنگ. ما همه چیزمان یک رنگ است مثل خودمان!
مادرم گفت: باید دستور پختش را از دختر همسایه‌مان فائزه خانم بپرسم، اما پدرم گفت: فائزه خانم اگر آشپزی بلد بود که هر روز نمی‌رفت ساندویچ بخرد!

من از دایی‌ام پرسیدم: از کجا بفهمیم که یک انتخابات آزاد بوده است یا نه؟
دایی‌ام گفت: باید انتخابات برگزار شود بعد اگر آنکه ما می‌خواستیم رأی آورد می‌گوییم انتخابات کاملا آزاد بود اما اگر آنکه ما می‌خواستیم رأی نیاورد می‌گوییم انتخابات آزاد نبوده است!

جدایی...


کسی که با قرآن اُنس و اُلفت بگیرد، از جدایی دیگران به وحشت نمی افتد.

امام علی علیه السلام

نهج البلاغه!

از نامه های امام عليه السلام به معاويه:  اما بعد من در اينکه مکرر گوش به نامه های تو فراداده و پاسخ نوشته ام  خود را تخطئه و سرزنش مي نمايم . در آن هنگام که تو از من خواسته هائی[ همچون حکومت شام ] داری و مرتبا نامه نگاری مي کنی به کسی مي مانی که به خواب سنگينی فرو رفته و خوابهای دروغي نش او را تکذيب مي کنند  و يا همچون کسی که مقام بر دوشش سنگينی مي نمايد و نمي داند که آينده به سود اوست يا به زيانش .  گر چه تو آن شخص نيستی اما شبيه او هستی. به خدا سوگند اگر نبود علاقه به باقي ماندن مؤمنان پاک دل  ضربه کوبنده ای از من به تو مي رسيد که استخوانت را خرد و گوشتت را آب کند  بدان که شيطان تو را از اينکه به کارهای خوب بپردازی بازداشته  [ و نمي گذارد ] به اندرزها گوش فرادهی.
 سلام بر آنها که شايسته سلامند
 نامه ای دیگر !
از نامه های امام عليه السلام به معاويه  اما بعد زمان آن فرارسيده که از مشاهده امور با چشم صحيح بهره مند گردی تو با ادعاهای باطل همان راه نياکان خود را مي پيمائی خود را در دروغ و فريب مي افکنی آنچه بالاتر از شان تو است به خود نسبت مي دهی و به آنچه نمي رسی و از تو منع شده دست مي افکنی همه       اين کارها بخاطر فرار از زير بار حق  و انکارکردن آنچه از گوشت و خون برای تو لازمتر است مي باشد                [ يعنی ايمان و بيعت با امام معصوم ] همان چيزی که گوش تو شنيده  و به خوبی از آن آگاهی . آيا بعد از روشن شدن راه حق جز گمراهی آشکار چيزی هست ؟و آيا بعد از بيان واضح چيزی جز مغلطه اندازی و اشتباه کاری تصور مي شود ؟ از اشتباه اندازی و غلطکاري ها بپرهيز  زيرا از دير زمان فتنه پرده های سياه خود را گسترده و با تاريکی خود ديده هائی را نابينا کرده است . نامه ای از تو به من رسيده که سراسر آن پشت هم اندازی بود در آن از صلح و خيرخواهی خبری نبود  در اساطير و سخنان افسانه اي ات هيچ اثری از دانش و بردباری به چشم نمي خورد تو همچون کسی هستی که در زمين سست و صعب العبور گام گذارده و يا همچون کسیکه در تاريکی دخمه های زيرزمينی راه خود را گم مي کند . تو مي خواهی به نقطه ای برسی که از مرتبه ات بسيار برتر است و مرغان لاشخور را يارای پرواز به آن نيست چرا که در اوج ستارگان آسمان همچون عيوق است پناه به خدا که تو بعد از من سرپرست مسلمانان برای جلب منفعت يا دفع ضرر گردی يا من در اين باره برای تو نسبت به يک تن از آنان قرار و تعهدی امضاء کنم از هم اکنون خود را درياب و برای خويش چاره انديش  زيرا اگر کوتاهی کنی و برای کوبيدنت بندگان خدا بپاخيزند درهای چاره به رويت بسته خواهد شد و چيزی که امروز از تو مورد قبول است فردا نخواهند پذيرفت .
 والسلام

امام حسین(ع)!


على بن ميمون صائغ، از حضرت امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

اى على! قبر حسين عليه السّلام را زيارت كن و ترك مكن.عرض كردم: ثواب كسى كه آن حضرت را زيارت كند چيست؟حضرت فرمودند:كسى كه پياده زيارت كند آن حضرت را، خداوند به هر قدمى كه برمى‏ دارد، يك حسنه برايش نوشته، و يك گناه از او محو مى ‏فرمايد، و يك درجه مرتبه‏ اش را بالا مى ‏برد.و وقتى به زيارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موكّل او مى‏ فرمايد كه آنچه خير از دهان او خارج می شود را نوشته و آنچه شر و بد مى‏ باشد را ننويسند.و وقتى برگشت با او وداع كرده و به وى مى‏ گويند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزيده شد.و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بيت رسولش مى ‏باشی، به خدا قسم! هرگر تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد نمود.


(كامل الزيارات ص134)

زینب زینب زینب!

«زینب دختر علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ برخاست و گفت: «سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و همة خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانه که فرمود: «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آن ها استهزاء نمودند.» ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر.
آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است،بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک»

آیا این از عدالت است ای فرزند بردگان آزاد شده (رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ ) که تو، زنان و کنیزگان خود را پشت پرده نگه داری ولی دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ اسیر باشند؟ پرده حشمت و حرمت ایشان را هتک کنی و صورتهایشان را بگشایی، دشمنان آنان را شهر به شهر ببرند، بومی و غریب چشم بدانها دوزند، و نزدیک و دور و وضیع و شریف چهرة آنان را بنگرند در حالی که از مردان و پرستاران ایشان کسی با ایشان نبوده و چگونه امید می رود که مراقبت و نگهبانی ما کند کسی که جگر آزادگان را جویده و از دهان بیرون افکنده است، و گوشتش به خون شهیدان نمو کرده است.

رجوع کنید به ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر!


پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله

مَن طَلَبَ الشَّهادَةَ صادِقاً أعطِيَها ولَو لَم تُصِبْهُ؛

هر كس به راستى خواهان شهادت باشد به (مقام) آن مى‏رسد، هر چند به شهادت نرسد

حکمت‌نامه پیامبر اعظم(ص): ح 9121

امام کاظم (سلام الله علیه)

رَجُلٌ مِن أهلِ قُمَّ يَدعُو النّاسَ إلَى الحَقِّ يَجتَمِعُ مَعَهُ قَومٌ كَزُبَرِ الحَديدِ.

مردى از اهل قم مردم را به حق فرا مى‏‌خواند، گروهى [استوار] چون پاره‏‌هاى آهن پيرامون اوجمع مى‏‌شوند.

اهل بيت در قرآن و حديث: ج2- ص774 ح 1210

پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله)

يَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيُوَطِّئونَ لِلمَهدِيِّ سُلطانَهُ.

مردمى از مشرق قيام مى‏‌كنند و زمينه حكومت مهدى را فراهم مى‏‌آورند.

اهل بيت در قرآن و حديث: ج2- ص768 - ح 1198

امام صادق (سلام الله علیه)

تُربَةُ قُمَّ مُقَدَّسَةٌ وأهلُها مِنّا و نَحنُ مِنهُم... أما إنَّهُم أنصارُ قائِمِنا.

خاك قم، مقدّس است و اهل آن از مايند و ما از آنانيم... بدانيد كه آنها ياوران قائم ما هستند.

اهل بيت در قرآن و حديث : ج2- ص772- ح 1206


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

مولا علی(ع)

سال 35 هجری یکی از فرماندهان معاویه زمین های آباد غرب فرات را در یک حمله گرفت و مردم کوفه مقاومتی نکردد!

امام (ع) فرمودند: گرفتار شما شده ام.وقتی فرمان جهاد میدهم اطاعت نمیکنید و وقتی صدایتان میکنم جواب نمیدهید.برای یاری کردن خدا منتظر چه هستید؟!

نه دین میتواند شما را متحد کند و نه غیرتی دارید که شما را به حرکت بیندازد.

من مطیع خدایم ولی شما حرفم را گوش نمیکنید آن وقت فرمانده شام،معاویه که گناه میکند و اطرافیانش اطاعتش میکنند. کاش میشد ده تا از شماها را میدادم و یک نفر از آنان را میگرفتم.

شما امام به حق خودتان را نافرمانی میکنید و آنها در باطل سخت پشتیبان فرمانروایان باطلند.

کاش ندیده بودمتان! کشتید مرا! کاش کمی فکر میکردید، نمیشود کمی فقط کمی  کمتر ترسوتر باشید؟

من به چه کسی بگویم؟ آدم های معاویه دارند بخاطر هیچ چیز  خودشان را برایش میکشند،آن وقت من به شما وعده ی نعمت و جایزه میدهم و شما به من نگاه هم نمیکنید.

شما که از گرما و سرما فرار میکنید،تحمل شمشیر دارید؟!

قبل ازاینکه اینها به جان و مال و ناموستان دست پیدا کنند با آنها بجنگید و کارشان را یکسره کنید.

نکردید،کار را گذاشتید به روی دوش هم تا دشمن از هرطرف به شما حمله کرد و شهرها را از چنگتان درآورد.

هربار که به شما حمله میشود مردانتان مثل سوسمار به سوراخ خود میروندو مثل کفتار سراغ لانه شان میروند. وقت راحتی و خوشی تعدادتان زیاد است ولی موقع جنگ و سختی انگشت شمارید.


یا علی!

علی(ع)!


ابن اثیر گوید:« روز احد شانزده ضربت به علی اصابت کرد که هر یک او را به زمین می افکند ولی جبرئیل او را بلند می کرد».

***********************

ابن ابی رافع گوید:« زمانی که حضرت علی(ع) پرچمدار قریش را کشت و به زمین افکند              رسول خدا(ص) عده ای از مشرکان را قریش را دید و به علی(ع) دستور داد به آنان حمله کند حضرت به آنان حمله کرد و آنان را پراکنده کرد و شیبة بن مالک را کشت سپس جبرئیل گفت ای رسول خدا این است معنای برابری و برادری پیغمبر(ص) فرمود علی از من است و من از او جبرئیل گفت منم از شما هستم ابی رافع گوید در این هنگام صدائی در آسمان پخش شد که می گفت

لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفغار».

***********************

 امام صادق علیه السلام می فرماید:

فاطمه بنت اسد، مادر حضرت علی علیه السلام می گوید: هنگامی که علی علیه السلام مقداری رشد کرد، من او را با پارچه پهنی محکم بستم و در گهواره قرار دادم، ولی او با دستان و دندان های خود آن را شکافت. سپس او را در دو پارچه پیچیدم، آن دو پارچه را نیز شکافت. به تعداد قطعات می افزودم و او همه آن ها را پاره می کرد، تا جایی که وی را در هفت قطعه که یکی از آن ها از جنس چرم و یکی نیز از جنس ابریشم بود پیچیدم، ولی او همه آنها را شکافت...


***********************

2- عمر خطّاب می گوید: زمانی که حضرت علی علیه السلام در گهواره بود، ماری را دید که قصد نیش زدن آن حضرت را دارد. دستان امام بسته بود، ولی او تلاش نموده و دست راست خود را خارج نموده و با آن گردن مار را گرفت و آن چنان فشرد که انگشتانش به داخل بدن مار فرو رفته و مار در چنگ آن حضرت جان سپرد. وقتی مادرش سر رسید و مار را در دست فرزند دید، فریاد زده و از مردم کمک خواست. مردم نیز جمع شدند. آن گاه مادر حضرت، خطاب به وی گفت :

"کَاَنَّکَ حَیدَرَةُ؛

گویا تو یک شیر خشگمین هستی!"

***********************

طبیبی از اهل یونان به خدمت امیرالمومنین(ع) امد و عرض کرد که چهره شما خیلی زرد است و ساقهای شما بی نهایت باریک است، باریکی ساقها را علاج نتوانم کرد اما زردی صورت را می توانم معالجه کنم.

حضرت فرمود:ان چیست که برای زردی صورتم ضرر دارد و این مرض را زیاد می کند؟ طبیب کمی از سم را که همراه داشت بیرون اورد و گفت: این سمی است که اگر کسی یک حبهاز این را بخورد مرضش افزون می گردد.

حضرت فرمود: این چند مقدار است؟عرض کرد:دو مثقال، حضرت ان دومثقال سم را بگرفت و همه را خورد و کمی عرق کرد، ان گاه به طبیب یونانی فرمود: چشمت را ببند، چون چشم بر بست، فرمود اکنون دیده باز کن، و طبیب چشم هایش را باز کرده چهره حضرت را سرخ و سفید همچون خون و برف یافت، ان گاه حضرت دست برد و ستون خانه را بگرفت در حالی که بر فراز ان دوحجره هم بود، ان بنا را بر افراشت و بلند کرد. طبیب چون چنین دید افتاد و از هوش رفت.وقتی به هوش امد حضرت فرمود: این است قود دو ساق ضعیف و باریک.

یا علی!

علی(ع)!


پيامبرخدا(ص) درباره علم حضرت علي (ع)فرمود از ده‌ جزء علم‌ كه‌ خدا آفريده‌ ،نُه‌ جزء آن به‌

علي‌ داده‌ شده‌ ويك‌ جزء به‌ باقي‌ مردم‌!وبه خدا سوگند!كه‌ علي‌ درآن‌

يك‌جزء هم‌ شريك‌ است‌!

********************************

در حديث قدسي آمده كه خداوند فرمود:اي محمد!به برادرت علي بشارت ومژده بده كه من دوستان اورا عذاب نخواهم كرد وبه دشمنان او رحم نخواهم كرد.

********************************

كسي كه برنصف دنيا حكومت مي كرد، بر ايران وتركيه وجاهاي ديگر وضع خوراك وپوشاك زندگي خصوصيش اين است كه در روايات وتاريخ آمده كه لباس‌ خودرا آنقدر وصله‌ زد كه‌ديگر از وصله‌ كننده‌ خجالت‌ مي‌ كشيد ،نان‌ جو غذاي‌ امام‌،آنقدر خشك‌وسفت‌ بود كه‌ گاهي‌ ناچار مي‌شد آنرا با سر زانوي‌ خود،خوردكند بطوريكه مي‌ فرمود:كه‌ شكم‌ خودرا مقبرة‌ حيوانات‌ نكنيد.
********************************

بعد از پيامبر،كسي همتاي او نبوده است و اميرمؤمنان‌ علی (ع) شبي‌ هزار ركعت‌ نماز مي‌ خواند واز كثرت‌ سجده‌،پيشانيش‌پينه‌ مي‌ بست‌.هفتادبار از خوف‌ خدا،غش‌ كرد وبيهوش‌ مي شددرموقع‌ نماز نيز رنگ‌ برنگ‌ ودچار ترس‌ ولرز مي‌ گرديد.

********************************

امام سجاد (ع) فرمودند :چه‌ كسي‌ مي‌ تواندمثل‌علي‌ عبادت‌ كند

افزود:او علم تا قيامت را داشت لذاشاگرداني تربيت كرد كه از آينده خبر مي دادند.
********************************

علي‌(ع‌)مؤسس‌ همة‌ علوم‌ اسلامي‌ ومؤسس‌ علم‌ تفسير،صرف‌ ونحو،فقه‌ وغيره‌ است بطوريكه معاويه‌ بعد از شهادتش گفت ‌:با كشته‌ شدن‌ علي‌(ع‌)،علم‌ وفقه‌ هم‌ مرد.


یاعلی!

ناراحتی حضرت علی(ع)!


بعد از حمله ضحاک بن قیس ـ دوست معاویه ـ بر حجاج خانه خدا امام علی(ع) طی خطبه ای فرمودند:

و اى مردمى که بدنهایتان جمع و افکار و خواسته‏ هاى شما پراکنده است! سخنان ‏داغ شما سنگهاى سخت را در هم می شکند، ولى اعمال سست‏ شما دشمنانتان را به طمع مى ‏اندازد، در مجالس و محافل مى‏ گوئید چنین و چنان خواهیم کرد، اما هنگام جنگ فریاد میزنید: اى جنگ!از ما دور شو! آنکس که شما را بخواند فریاد او به جائى نمى ‏رسد و کسى که شما را رها کند قلب او از آزار شما در امان نخواهد بود،

به عذرهاى گمراه‏ کننده‏ اى متشبت مى ‏شوید همچون بدهکارى که(با عذرهاى نابجا) از اداء دین خود سرباز مى ‏زند.

 
ایشان می افزایند: (بدانید) افراد ضعیف و ناتوان هرگز نمى‏ توانند ظلم را از خود دور کنند و حق جز با تلاش و کوشش به دست نمى‏ آید، شما که از خانه خود دفاع نمى‏ کنید چگونه مى ‏توانید از خانه دیگران دفاع کنید؟ و با کدام پیشوا و امام پس از من، به مبارزه خواهید رفت؟
 به ‏خدا سوگند فریب خورده واقعى آن کس است که به گفتار شما مغرور شود! و اگر پیروزى به وسیله شما به دست آید پیروزى بی اثرى است همانند کسى که در قرعه، برگ ‏نابرنده‏ اى نصیب او شود! و کسى که  بخواهد بوسیله شما تیراندازى کند همچون کسى‏ است که با تیرهاى بى پیکان تیر انداخته است!
 
امام علی(ع) ادامه می دهند: سوگند به خدا! به آنجا رسیده ‏ام که گفتارتان را تصدیق نمى ‏کنم
 و به یارى شما امید ندارم ‏و دشمنان را به وسیله شما تهدید نمى ‏کنم! چه دردى دارید؟ دواى شما چیست؟ طب شما کدام است؟
آنها هم مردانى همچون شما هستند!(چرا آنها این همه پایدارند درباطل و شما این قدرسست در حق؟!)
آیا سزاوار است ‏بگوئید و عمل نکنید؟
 و فراموشکارى، بدون ورع داشته باشید (یعنى رها کردن چیزى نه بخاطر زهد)و امید در غیر حق بورزید؟

تاریخ ،عبرت بشر است ای مسلمان!

سرنوشت قاتلان حسین(ع)!

مجازات شدگان قیام مختار ثقفی

مختار بن ابوعبیده ثقفی رهبر چهارمین قیام بعد از

حادثه‌ی عاشورا ست. پنج سال بعد از آن حادثه او در کوفه به خونخواهی

برخاست و بسیاری از عاملان حادثه را کشت و ۱۸ ماه به حکومت رسید.

در این مدت جنگ های زیادی کرد و در اولین جنگ خود عبید الله بن زیاد را نیز کشت.

پس از آن نیز مناطق زیادی را به زیر سلطه ی عراق آورد.

امّا سرانجام با همکاری اشراف کوفه سپاه مصعب بن زبیر از بصره او را شکست داد و کشت.

 

از جمله قاتلان و مسببان واقعه كربلا كه بوسيله مختار

مجازات شدند به شرح زیر می باشد (1) :

 

1 – شمــــر فرمانده پیاده سوار لشگر یزید بود و سر امام حسین علیه السلام

را از تن جداکرد و سر انجام به دستور مختار گردنش را زدند و بر بدنش اسب تاختند .

 

2 – خولی او سرامام حسین علیه السلام را بر نیزه زد و

گوشه‌ واره از گوش زنان کند و سرانجام به دستور مختار

کشته او را در آتش انداخت و خاکسترش را بر باد داد . (2)

 

3 – ابن زیاد او حاکم کوفه بود و مختار به دستور او به زندان روانه شد

و همچنین از مخالفین سرسخت امام حسین علیه السلام  ،

سرانجام در جنگ موصل کشته شدوجسدش را به آتش كشیدند . (3)

 

4 – عمر بن سعد او فرمانده سپاه یزید و شوهرخواهر

مختار بود که در عاشورا رهبری یکی از سپاهیان را عهده دار بود ،

سرانجام مختار کفش خود را پوشید و صورت عمر سعد را زیر کفش

خود قرار داد سپس دستور داد سر عمر سعد را ببرند .

 

بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه نوشته

فقر...


فقر اینه که
 از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی !

فقر اینه كه بگی اسلام بد و از مد افتاده و قدیمیه و باد بندازی تو گلوت و بگی ما عوضش مولوی داریم اما ندونی مولوی گفته من فقط قرآن رو منظوم كردم چه برسه به اینكه بدونی چرا !؟

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی !

    
  بیا تو ادامه بازم بگم فقر یعنی چی؟!
ادامه نوشته

یا امام رضا(ع)!


http://www.graphic.ir/pictures/__2/_27/dscn827000_20100819_1159838052.jpg
 راوى: عبد الله بن ابراهیم غفارى
 تنگ دست بودم و روزگارم به سختى می ‏گذشت.
یکى از طلبکارهایم براى گرفتن پولش مرا در فشار گذاشته بود. به طرف صریا حرکت کردم تا
 امام رضا(ع) را ببینم. می خواستم خواهش کنم که وساطت کنند از او بخواهد که مدتى صبر کنند.
زمانى که به خدمت امام رسیدم، مشغول صرف غذا بودند. مرا هم دعوت کرد تا چند لقمه ‏اى بخورم. بعد از غذا، از هر درى سخن به میان آمد و من فراموش کردم که اصلا به چه منظورى به صریاء آمده بودم. مدتى که گذشت، حضرت رضا(ع)، اشاره کردند که گوشه سجاده‏ اى را که در کنارم بود، بلند کنم. زیر سجاده، سیصد و چهل دینار بود. نوشته ‏اى هم کنار پولها قرار داشت. یک روى آن نوشته بود:
 «لا اله الا الله، محمد رسول الله، على ولى الله».
 و در طرف دیگر آن هم این جملات راخواندم:
«ما تو را فراموش نکرده‏ ایم. با این پول قرضت را بپرداز! بقیه ‏اش هم خرجى خانواده‏ ات است».

شوق  وصال!

 شهيد غلامعلي پيچك در بخشي از وصيتنامه خود نوشته است:

"جنازه مرا بر روی مین ها بیندازید، تا منافقین فکر نکنند، ما در راه خدا از جنازه‌مان دریغ داریم، به دامادی دو ماهه من ننگرید، دامادی بزرگی در پیش داریم."

خدایا به امید تو!


بخشش!

جنگ سختی شروع شده بود.

صدای به هم خوردن شمشیر ها برای لحظه ایی قطع نمی شد.سرداران و سربازان در سپاه تن به تن می جنگیدند. یک سپاه حق بود و دیگری باطل.ابری از غبار روی بیابان مثل چادری بزرگ سایه افکنده بود.اسب ها شیهه می کشیدند و دنبال هم می دویدند.در آن میان امام علی( ع) با شجاعت شمشیر می زد و گاه دور خودش می چرخید و حریف می طلبید.ناگهان دشمنی فریاد زد : ای علی چه شمشیر زیبایی داری! کاش آن را به من می بخشیدی! و بلند خندید و سرش را به سویی دیگر چرخاند تا حریف پیدا کند که سایه ایی در پشت سرش دید.علی( ع) بود که به او لبخند می زد. امام شمشیر خود را در مقابل او گرفته بود و گفت: بگیر٬ این شمشیر را به تو بخشیدم!مرد نزدیک بود از تعجب شاخ در بیاورد.رنگش پرید و عرق سردی بر پیشانی اش نشست. می دانست امام از روی دوستی شمشیرش را به سویش دراز کرده است. مرد عقب عقب رفت. امام هنوز لبخند می زد.مرد پرسید:از تو تعجب می کنم که می خواهی در چنین هنگامی شمشیرت را به من هدیه کنی!          علی( ع)گفت‌:مگر نه این است که تو دست خواهش به سوی من دراز کردی. از جوانمردی به دور دیدم که تو را محروم کنم!مرد طاقت نیاورد و بی اختیار دوید و خودش را به پاهای علی انداخت.پاهایش را بوسید و با بغض گفت: من به دین شما ایمان اوردم. حتما دین شما است که خوبی را به شما یاد داده است. من بنده ی چنین دینی هستم. و مسلمان شد و سپس به سپاه امام علی(ع) پیوست.

برگرفته از:

کتاب چه شمشیر زیبایی

شیعه خانه!

مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسن نائيني (ره) در دوران جنگ جهاني اول

 و اشغال ايران توسط قواي انگليس و روس خيلي نگران بودند از اين که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بين برود و سقوط کند.

 شبي به امام عصر (ع) متوسل مي شود و در خواب مي بيند ديواري است به شکل نقشه ايران که شکست برداشته و خم شده است و در زير اين ديوار تعدادي زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سر آنها خراب مي شود. مرحوم نائيني چون اين صحنه را مي بيند بسيار نگران مي شود و فرياد مي زند:

 «خدايا، اين وضع به کجا خواهد انجاميد؟» در همين حال مي بيند حضرت ولي عصر (ع) تشريف آوردند و با دست مبارکشان ديوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جايش قرار دادند و فرمودند:

 «اينجا (ايران شيعه)، خانه ما است. مي شکند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط کند ما نگهش مي داريم.»


منبع:

ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 137

فلســـــــــــــــطین!

پیروزی یعنی این!

عکس برگرفته از رجا نیوز

جوانمــــــــــــــــــــــــرد!

ابن‌قحطبه قهرمانی از شمشیرزنان دشمن، در گرماگرم معرکه به

امام ‌حسین(عليه‎السلام) یورش آورد.

امام‌(عليه‎السلام) شمشیر را چنان سریع زدند که هر دو پای او در یک لحظه، قطع و نقش

بر زمین شد.

در جنگ‌های تن ‌به ‌تن، در چنین موقعیتی مرسوم بود که ضربه آخر یا تیر خلاص می‌زدند؛

این عرف بود و کسی آن را ناجوانمردی نمی‌دانست.

اما امام‌ حسین(عليه‎السلام) به بالای سر او آمدند. گمان می‌کنید نخستین کلمه‌ای که

دشمن شکست‌خورده از امام‌ حسین(عليه‎السلام) می‌شنود، چیست؟

درسی بزرگ برای آنان که تفاوت جهاد و شهادت اسلامی با خشونت و حماقت را نمی‌فهمند.

امام‌ حسین(عليه‎السلام) از او پرسیدند: آیا کمک می‌خواهی؟ او آمده بود تا

حسین(عليه‎السلام) را بکشد و آقا می‌پرسند: می‌گذاری کمکت کنم؟

می‌گوید: آری. بگو مرا ببرند.

امام‌(عليه‎السلام) به ‌جای تیر خلاص، رو به سپاه دشمن می‌گویند: بیایید او را ببرید.