X
تبلیغات
... سکوت عاشقانه... - مولا علی(ع)

... سکوت عاشقانه...

...یادش بخیر آن روزها

سال 35 هجری یکی از فرماندهان معاویه زمین های آباد غرب فرات را در یک حمله گرفت و مردم کوفه مقاومتی نکردد!

امام (ع) فرمودند: گرفتار شما شده ام.وقتی فرمان جهاد میدهم اطاعت نمیکنید و وقتی صدایتان میکنم جواب نمیدهید.برای یاری کردن خدا منتظر چه هستید؟!

نه دین میتواند شما را متحد کند و نه غیرتی دارید که شما را به حرکت بیندازد.

من مطیع خدایم ولی شما حرفم را گوش نمیکنید آن وقت فرمانده شام،معاویه که گناه میکند و اطرافیانش اطاعتش میکنند. کاش میشد ده تا از شماها را میدادم و یک نفر از آنان را میگرفتم.

شما امام به حق خودتان را نافرمانی میکنید و آنها در باطل سخت پشتیبان فرمانروایان باطلند.

کاش ندیده بودمتان! کشتید مرا! کاش کمی فکر میکردید، نمیشود کمی فقط کمی  کمتر ترسوتر باشید؟

من به چه کسی بگویم؟ آدم های معاویه دارند بخاطر هیچ چیز  خودشان را برایش میکشند،آن وقت من به شما وعده ی نعمت و جایزه میدهم و شما به من نگاه هم نمیکنید.

شما که از گرما و سرما فرار میکنید،تحمل شمشیر دارید؟!

قبل ازاینکه اینها به جان و مال و ناموستان دست پیدا کنند با آنها بجنگید و کارشان را یکسره کنید.

نکردید،کار را گذاشتید به روی دوش هم تا دشمن از هرطرف به شما حمله کرد و شهرها را از چنگتان درآورد.

هربار که به شما حمله میشود مردانتان مثل سوسمار به سوراخ خود میروندو مثل کفتار سراغ لانه شان میروند. وقت راحتی و خوشی تعدادتان زیاد است ولی موقع جنگ و سختی انگشت شمارید.


یا علی!

تاريخ دوشنبه یازدهم دی 1391سـاعت 15:50 نويسنده علیرضا| |

Design By to4u